محمدتقى نورى

229

اشرف التواريخ ( فارسي )

در بيان بعضى از قضاياى آسمانى كه در همين سال اتفاق افتاده است از وقايع عبرت افزاى اين سال آن است كه محمّد ولى خان قاجار قوانلو ( 122 ) كه از اعاظم امراى قاجاريه و از طايفهء جليلهء اشاقه‌باش و نسبت سببى هم به پادشاه فلك‌بارگاه داشت ، بنابر آنكه « 1 » در هنگامى كه موكب جهانگشاى پادشاهى در سال دويم از جلوس همايون به عزم انتظام مهام « 2 » مملكت آذربايجان و قلع و قمع مادهء مفاسد « 3 » آن سامان از « 4 » مستقر خلافت كبرى در حركت آمده بود و محمّد خان ولد زكى خان زند كه بعد از قضيهء خاقان شهيد سعيد « 5 » - انار اللّه برهانه - و حركت پادشاه كشورگير از مملكت فارس به عراق از بصره به عزم دارايى « 6 » ( 86 ب ) دار الملك مظفرى جمعى از اراذل « 7 » و اوباش دشتستان و اعراب شوشتر و احشام آن بوم و بر « 8 » را جمع آورده در كهكيلويه « 9 » و بهبهان « 10 » به‌سر مىبرد و در قصبهء كازران از سطوت شمشير حسين قلى خان ، « 11 » برادر پادشاه جم بارگاه ، « 12 » رهنورد وادى فرار و سالك ديار ادبار « 13 » گرديده ، ولوله و آشوبى در معمورهء اصفهان و بعضى از ولايات قلمرو انداخته بود ، چون يورش آذربايجان و دفع فتنهء صادق خان شقاقى و جعفر قلى خان خويى ، در نظر انور خاقانى اهمّ اولى مىنمود ، لهذا وقعى بر آن ننهاده ، محمّد ولى خان را به منصب والاى سردارى عراق « 14 » منسوب و با معادل هفت هشت هزار كس از جنود مسعود مأمور به محافظت « 15 » قلمرو عليشكر و اطفاى نايره انقلاب آن مخذول بداختر فرموده بودند . محمّد ولى خان بعد از وصول به آن حدود خدماتى چنانچه شايسته بود به عمل آورده ، محمّد خان را از سرحد مملكت رانده ، در استيصال او سعى موفور به منصّهء ظهور رسانيده ريشه هستى « 16 » اعوان و انصار او را بالمرّه قطع ساخت « 17 » و از نهايت غرور لواى تكبّر و تجبّر

--> ( 1 ) . مج : اينكه . ( 2 ) . مج : « مهام » ندارد . ( 3 ) . مج : قلع و قمع و دفع و رفع مفسدان . ( 4 ) . مج : در . ( 5 ) . مج : سعيد شهيد . ( 6 ) . ملك : « به عزم » ندارد . ( 7 ) . متن : ارازل . ( 8 ) . مج : احشام ممسنى را . ( 9 ) . مج : كوهكيلويه ؛ ملك : كوه كيلويه . ( 10 ) . متن : بهباهان . ( همه‌جا ) ( 11 ) . مج : حسين قلى خان قاجار . ( 12 ) . مج : جم اقتدار . ( 13 ) . مج : طريق ادبار . ( 14 ) . مج : مملكت عراق . ( 15 ) . مج : محافظت و محارست . ( 16 ) . مج : « هستى » ندارد . ( 17 ) . مج : برانداخت .